طلسم نویس شهر ملکان

مراقبت از کاشت مو

طلسم نویس شهر ملکان

سلطنتی دوبلین اشغال شده است. خانه دیگری در خیابان ویلیام متعلق به یک شرکت تجاری است؛ خانه لرد آلبورو، نامی که مدت‌ها با آقای هالووی و "درمان یک پای بد سابقه" گره خورده است، با تئاتر و نمازخانه خصوصی خود که دو بال را تشکیل می‌دهند، به یک سربازخانه تبدیل شده است. خانه لرد چارلمونت، دعا در میدان راتلند، که توسط سر دبلیو چمبرز طراحی شده است، یک دفتر عمومی است. گچبری‌ها، سقف‌ها و سایر آثار تزئینی در این مکان‌ها واقعاً شگفت‌انگیز و در واقع بی‌نظیر هستند و گفته می‌شود تعدادی طلسم نویس شهر ملکان از هنرمندان ایتالیایی مخصوصاً برای این کار به اینجا آورده شده‌اند.

در واقع هیچ چیز به اندازه تضاد بین الگوهای قدیمی‌تر دودکش و الگوهای جدید، زوال سلیقه را نشان نمی‌دهد. چند سالی نیست که نوعی سیاهی لشکر وجود داشت.{۱۶۳} در دوبلین تأسیس شد و تمام این لوازم هنری را خریداری کرد، در نتیجه تقریباً هر خانه قدیمی در این شهرستان بی‌رحمانه از تزئینات خود محروم شد و این تزئینات برای تزئین خانه‌های نوساز در لندن برده شدند. یک آقا که در یک معامله ساختمانی دست داشت، در یک چشم به هم زدن حداقل چهل یا پنجاه قطعه دودکش را خریداری کرد! در یک طرف پیکدیلی، بین پاساژ و آلبانی، انبوهی از ساختمان‌های باشکوه سر به فلک کشیده‌اند که طاق بزرگشان به محبوب‌ترین نمایشگاه، یعنی نمایشگاه آکادمی سلطنتی، منتهی طلسم نویس شهر عجب شیر می‌شود.

این توده‌ی متظاهر و گل‌آلود، از قبل خاکستری و قدیمی به نظر می‌رسد. با این حال، چند سال پیش، جای آن را دیواری بلند، زندان‌مانند، کاملاً کثیف و بسیار بی‌روح پر کرده بود که به معنای واقعی کلمه با خاک یک قرن و بیشتر سیاه شده بود. در مرکز، دروازه‌ای عظیم و عظیم قرار داشت که می‌توانست به نیوگیت باز شود. این مکان متروک، خانه‌ی قدیمی برلینگتون بود که به نظر می‌رسید هرگز کسی در آن زندگی نکرده یا وارد آن نشده است. کمتر کسی جادو و طلسمات تصور می‌کرد که در داخل آن، ساختمان و ترکیبی از معماری با نظمی اصیل وجود داشته باشد که اغلب تحسین متخصصان را جادو و طلسمات برانگیخته است - کار ارل آماتوری به همین نام، که مهارتش هنوز در اتاق‌های طلسم نویس شهر سردرود اجتماعات بزرگ یورک، که طرح‌هایی برای آن

طراحی کرده بود، قابل تحسین است. در تغییرات خانه‌اش در پیکدیلی، ظرافت دلپذیری وجود داشت. فقط دو طبقه بود که هنوز هم می‌توان متوجه آنها شد، اما اکنون زیر طبقه سومی که معمار مدرن روی آنها گذاشته بهترین دعانویس شهر ناله می‌کنند. به نظر می‌رسد که آنها طلسم اعتراض دارند ای زمین، بر او سنگین بخواب، زیرا او بارهای سنگینی بر دوش تو نهادند. کسانی که حدود بیست سال پیش از کنار دروازه‌های تاریک آن عبور می‌کردند، ممکن است از خود بپرسند که چگونه این حال و هوای صومعه‌ای توانسته خود را به اشراف انگلیسی تحمیل کند، زیرا باید توجه داشت که همه خانه‌های بزرگ لندن، به استثنای یک طلسم یا دو مورد، این حال و هوای خصمانه و محصور را حفظ طلسم نویس شهر اهر کرده‌اند.

مدت‌ها پیش، سر ویلیام چمبرز، معمار خانه سامرست، پس طلسم نویس از اشاره به اینکه چگونه در ایتالیا و فرانسه دروازه‌های کاخ‌ها همیشه از جنس آهن باز هستند طلسم نویس تا خانه داخل آن دیده شود، این انتقاد خوشایند را اضافه کرد: «در لندن، بسیاری از کاخ‌های اشراف ما که به سمت خیابان هستند، شبیه صومعه‌ها به دعا نظر می‌رسند ؛ چیزی جز یک دیوار بهترین دعانویس شهر بلند با یک یا دو دروازه بزرگ دیده نمی‌شود که در آن سوراخی برای کسانی که می‌خواهند وارد یا خارج شوند، وجود دارد تا بتوانند از آن طلسم نویس شهر آذرشهر عبور کنند: اگر کالسکه‌ای از راه برسد، دروازه پهن واقعاً باز می‌شود، اما این عملیاتی است که به زمان نیاز دارد.

کمتر کسی در این شهر گمان می‌کند که پشت یک دیوار آجری قدیمی در پیکدیلی، یکی از بهترین آثار معماری اروپا وجود دارد.» در اینجا او به رواق معروف اشاره می‌کند که پس از تبدیل این مکان به مقاصد فعلی‌اش، به طرز شرم‌آوری به پارک باترسی منتقل شد. این ایده‌ای شاد و بدیع از معمار شریف بود. زیرا همانطور که او{164} از پنجره‌های خانه‌اش نگاه می‌کرد، حس هنری زیبایش از فضای خالی دیواری که دروازه‌اش در آن سوراخ شده بود، آزرده خاطر شد و آن را با این ستون نیم‌دایره‌ای باابهت پر کرد، که باید چیزی باشکوه و باشکوه برای چشم باشد تا دعا بر آن تکیه کند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.