طلسم نویس شهر گلبهار

مراقبت از کاشت مو

طلسم نویس شهر گلبهار

می‌شود؛ این باعث می‌شود همکارش که نمی‌تواند به تنهایی هوا را برای نجات او حمل کند، به لرزه درآید. دابز روی گام اشتباه در باس می‌نشیند. تنورها ضعیف می‌شوند، کرنت آنها را دلسرد کرده و همه مردد می‌شوند. چند کلاریونت جایگاه خود را بهترین دعانویس شهر از دست می‌دهند جادو و طلسمات و به طور تصادفی پرسه می‌زنند و ویرانی وحشتناکی ایجاد می‌کنند. آلتوها، در شک و تردید، متوقف می‌شوند. اد به خود می‌آید و با نیم ضرب عقب‌تر با قدرت فوق‌العاده‌ای شروع به نواختن می‌کند. طلسم نویس شهر گلبهار یک رالی وجود دارد، اما خیلی دیر شده است. می‌توانید قطعاتی از پنج گام مختلف را بشنوید، و در حال حاضر همه متوقف می‌شوند به جز ماهلون براون، که طبل باس می‌نوازد و همیشه در میان آتش طلسم یا آب می‌کوبد تا اینکه کسی او را خاموش کند.

سپس سکوت برقرار می‌شود - سکوتی طولانی[صفحه ۱۷۸]همه ما می‌دانیم چه اتفاقی دارد می‌افتد. سیم اسکینسون، رهبر گروه، چند نکته‌ی دعا به‌خوبی انتخاب‌شده را بیان می‌کند و هر نوازنده روی صندلی‌اش برمی‌گردد و با مهربانی و دقت فراوان، عیوب همسایه‌اش را مرور می‌کند. اد اسمیت صدای بمِ سازش را خالی می‌کند و کمی تمرین می‌کند و سپس شروع می‌کنند - یا شروع می‌کنند به شروع کردن - یا شروع می‌کنند به طلسم نویس شروع کردن - هر چه که هست، دوباره از اول. اما وقتی ساعت ده متوقف طلسم نویس شهر گناباد می‌شوند، هنوز «مارش واشنگتن پست» را در هیچ یک از دسته‌ها به‌طور کامل اجرا نکرده‌اند.

برای گروه چهارم دلگرم‌کننده به نظر نمی‌رسد، نه؟ اما، خدای من، این فقط تمرین است! وقتی روز موعود فرا می‌رسد و پسرها کلاه و کت و شلوارهایی را که به کت‌های مذکور نزدیک‌تر هستند می‌پوشند و در خیابان رژه می‌روند، آیا در کشش پشت دچار تزلزل می‌شوند و از جا می‌پرند؟ زیاد نه. آنها طوری در آن هوا می‌تازند که انگار با طلسم نویس سوت زدن به دنیا آمده‌اند. یک حس فوق‌العاده وجود دارد[صفحه ۱۷۹]الهام‌بخش در رژه رفتن به سمت یک نوازنده‌ی موسیقی - یک بوق، یک قطعه‌ی موسیقی ناخوانا و حدود چهار مایل جاده به او بدهید، و او در خیابان با غرور می‌تازد، از روی شیارها بالا می‌رود، در گل و لای راه می‌رود، شب‌ها در نور مشعلی که پسری که شش متر طلسم نویس شهر چناران آن طرف‌تر با پسر دیگری می‌جنگد

حمل می‌کند، مطالعه می‌کند؛ و او ساعت‌ها بدون اینکه حتی یک نت را از دست بدهد، روح جاودانه‌ی خود را در بوق خود می‌دمد. بخشی از دلیل تفاوت در خانه این است که ما همیشه طلسم چند بازیکن آماتور داریم که افتخار این را دارند که در تمرین بیایند و تمام آسیب‌های ممکن را وارد کنند، اما در حین تمرین باید کاملاً ساکت باشند. آنها می‌توانند طلسم نویس شاخ‌هایشان را حمل کنند، گونه‌هایشان را طلسم پف دهند و هر چقدر که دوست دارند باشکوه به نظر برسند، اما اگر جرأت کنند با چند نت واقعی بازی را خراب کنند طلسم نویس شهر سرخس و یک قطعه را خراب کنند، در کمترین زمان اخراج می‌شوند.

ما همیشه به گروه موسیقی هومبورگ خود بسیار افتخار کرده‌ایم. هیچ‌کس نمی‌داند چند سال قدمت دارد. فکر می‌کنیم با ... رسیده است.[صفحه ۱۸۰]ساکنان دعا اولیه. همه اینها مرده‌اند، اما برخی از شیپورهای اصلی هنوز کار می‌کنند و سازهای بادی آنها نازک و تقریباً براق شده‌اند. گروه ما خیلی بهتر از یک گروه موسیقی معمولی است. این یکی از مایه‌های آرامش هومبرگ است. هر وقت از خیابان‌های گل‌آلود و مغازه‌های کوچک، و نیاز شدید به سیستم فاضلاب، و وضعیت ننگین اجاق گاز در کیوبی اند سی دیپو دلگیر می‌شویم، به گروه موسیقی خودمان فکر می‌کنیم دعا و آرامش می‌گیریم. این گروه حداقل بیست عضو دارد که اکثر آنها می‌توانند سازهای خود را بنوازند، و طلسم نویس شهر لردگان سیم اسکینسون، که یک معلم موسیقی حرفه‌ای است، بیست و پنج سال است که گاه به گاه

آن را رهبری می‌کند. شهروندان شهرهای دیگر وقتی طلسم نویس عصرهای پنجشنبه تابستان به هومبرگ می‌آیند و به کنسرت‌های باشکوهی که گروه ما برگزار می‌کند گوش جادو و طلسمات می‌دهند، حسادت زیادی می‌کنند. من آن شب‌ها تا سیصد دکل موسیقی در اطراف میدان عمومی دیده‌ام. و وقتی گروه ما تمرین می‌کند[صفحه ۱۸۱]وقتی به «شاعر و دهقان» که قطعه‌ی بهترین دعانویس شهر ستاره‌ای آن است، می‌پردازد و به مسابقات گروه‌های بزرگ موسیقی جادو و طلسمات می‌پردازد که در تابستان آزاد می‌شوند و ویرانی بزرگی به بار می‌آورند، تعداد زیادی از شهروندان ما با پول خوب خود به گونه‌ای شرط‌بندی می‌کنند که شهر را برای ماه‌ها بعد فقیر نگه می‌دارد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.