کرده بودند؛ و ما مطمئن هستیم که بسیاری از اقداماتی که برای بررسی در کنوانسیون بزرگ دوبلین ارائه شده طلسم نویس بود، قبلاً برای نظر او در جادو و طلسمات مورد احتیاط و سودمندی آنها ارائه شده بود. در آن روز به یاد ماندنی، هنگامی که نمایندگان صد هزار نفر در روتاندا، با تمام شکوه و قدرتی که یک ملت مسلح میتواند برای یک هدف بزرگ ملی متمرکز طلسم نویس شهر درچه کند، گرد هم آمدند، برای تودههای تماشاگران لذتبخش بود که پدر اولیری را ببینند، هنگامی که وارد ساختمان شد و توسط تمام نگهبانان داوطلبان با سلام نظامی کامل و دستهای آرام پذیرفته شد. او در میان تشویقهای کر کننده نمایندگان اطراف، در سالن رژه رفت و در بحثی که پس از آن انجام شد، نام او اغلب با افتخار و تشویق ذکر میشد.[558] آقای مورگان
مکماهون، خبرنگار استرالیایی من، مینویسد: «اظهارات پلودن که شما جادو و طلسمات ضمیمه کردهاید، با اظهارات خاص فرود مبنی بر اینکه اولیری در دوره کنوانسیون داوطلبان به عنوان خبرچین استخدام شده بود، مطابقت ندارد.»[559] سخنان آقای فرود قطعاً حاکی از آن است که کنوانسیون در زمان درخواست اورد برای جاسوسی برگزار شده است. تاریخ کنوانسیون نوامبر 1783 بود: نامه اورد در سپتامبر 1784 نوشته شده است. باز هم، گفته میشود که اولیری در پاسخ به درخواستی برای ... اعزام شده است. خبرچین طلسم نویس شهر راوند آموزشدیده . اما به نظر نمیرسد که اگرچه او ممکن است به عنوان یک دیپلمات مفید بهترین دعانویس شهر طلسم بوده باشد، اما از قبل جاسوس بوده است.
برعکس، سیدنی (۴ سپتامبر) مینویسد: «با اولیری صحبت شده و او حاضر است هر کاری را که در ازای ۱۰۰ طلسم نویس لیره در سال خواسته میشود انجام دهد.» ارد (۸ سپتامبر) پاسخ میدهد: «بسیار خوشحالم که شما مسائل را با اولیری حل و فصل کردهاید، کسی که میتواند به تمام اسرار مربوط به کاتولیکها پی ببرد.» اولیری از قبل، ظاهراً برای نوشتههایش، مستمری دریافت میکرد؛ اما دعا مستمری جاسوسی را نباید با آن اشتباه گرفت. مطمئناً حتی مداحان اولیری نیز اذعان دارند که در دوره کنوانسیون ۱۷۸۳، طلسم نویس شهر قهدریجان پیشنهادهای ظریفی برای او مطرح شده بود، که گمان میکنند او آنها را رد کرده است؛ اما کلمات بزرگوارانهای که قرار است اولیری هنگام مذاکره با اغواگرش به کار برده باشد، هیچ گونه سندیتی ندارند و برخی گمان میکنند که رنگی به این
پیشنهادها داده شده که برای خوانندگان عمومی، از حقیقت محض، هر چه که بوده، قابل درکتر است. تکرار میکنم، مستمری که اولیری از قبل از آن برخوردار بود، به نظر من صرفاً برای نوشتههایش بود؛ بهترین دعانویس شهر اگرچه، قبل از سپتامبر دعا ۱۷۸۴، او ممکن است برای اقدامات دیپلماتیک مشخصی، دوسرهایی را پذیرفته باشد. در هر صورت، وظیفه اولیری است که از سخنان تبرئهکننده برادرش، کشیش، به طور کامل بهرهمند شود. پدر باکلی، هشتاد سال بعد، در توصیف کنوانسیون داوطلبان مینویسد: در طلسم نویس شهر داران جریان سفر پدر اولیری به دوبلین در این جادو و طلسمات مناسبت، آقایی که به داشتن روابط بسیار نزدیک و دوستانه با دولت وقت شهرت داشت، به خدمت او رسید.[560] این دیدار، برای مدتی، صرفاً یک دیدار تشریفاتی به نظر میرسید و بازدیدکننده از سبک نوشتههای پدر و تأثیر خوب آنها
بر افکار عمومی، تعریف و تمجیدهای زیادی کرد. با این حال، خیلی زود به راحتی میشد فهمید که دیپلماسی در این دیدار بیشتر از آداب معاشرت نقش داشته است، زیرا طلسم نویس آن آقا، جادو و طلسمات با زبانی مودبانه، تلویحاً اظهار داشت که اگر پدر اولیری قلم خود را در ستایش اقدامات خاصی که بلافاصله پس از آن توسط دولت انجام شده بود، به کار گیرد، خدمات او به طلسم طرز شایستهای جبران خواهد شد. اولیری [صفحه ۲۳۴]از پیشنهاد معاملهی میهنپرستیاش با رشوه، ناراضی و خشمگین بود و احساساتش طلسم نویس شهر فولاد شهر را با عباراتی نسنجیده بیان کرد. بنابراین، درخواست به التماسی ملایم تبدیل شد که حداقل از نوشتن دربارهی آن اقدامات به عنوان محکومکننده خودداری کند.
اما نوکر دولت نمیدانست با چه نوع آدمی باید سر جادو و طلسمات و کله بزند. اولیری با گرمی فریاد زد: «من هرگز ساکت نخواهم ماند، در حالی که تلاشهای من میتواند کمترین بهترین دعانویس شهر خدمتی به دین یا کشورم باشد.»[561] تا اینجا باکلی، زندگینامهنویس سال ۱۸۶۷. انگلند، زندگینامهنویس اولیری در سال ۱۸۲۲، مصاحبه را با کلماتی سادهتر به پایان میرساند: «سپس به او گفته شد که برای پذیرش او، مستمری ۱۵۰ لیره در سال پیشنهاد میشود و هیچ شرطی که با احساسات او به عنوان یک ایرلندی یا کاتولیک مغایرت داشته باشد، بهترین دعانویس شهر به آن اضافه نخواهد شد.» تغییر در دولت[562] اندکی بعد اتفاق افتاد، و وعده عملی نشد.
مکماهون، خبرنگار استرالیایی من، مینویسد: «اظهارات پلودن که شما جادو و طلسمات ضمیمه کردهاید، با اظهارات خاص فرود مبنی بر اینکه اولیری در دوره کنوانسیون داوطلبان به عنوان خبرچین استخدام شده بود، مطابقت ندارد.»[559] سخنان آقای فرود قطعاً حاکی از آن است که کنوانسیون در زمان درخواست اورد برای جاسوسی برگزار شده است. تاریخ کنوانسیون نوامبر 1783 بود: نامه اورد در سپتامبر 1784 نوشته شده است. باز هم، گفته میشود که اولیری در پاسخ به درخواستی برای ... اعزام شده است. خبرچین طلسم نویس شهر راوند آموزشدیده . اما به نظر نمیرسد که اگرچه او ممکن است به عنوان یک دیپلمات مفید بهترین دعانویس شهر طلسم بوده باشد، اما از قبل جاسوس بوده است.
برعکس، سیدنی (۴ سپتامبر) مینویسد: «با اولیری صحبت شده و او حاضر است هر کاری را که در ازای ۱۰۰ طلسم نویس لیره در سال خواسته میشود انجام دهد.» ارد (۸ سپتامبر) پاسخ میدهد: «بسیار خوشحالم که شما مسائل را با اولیری حل و فصل کردهاید، کسی که میتواند به تمام اسرار مربوط به کاتولیکها پی ببرد.» اولیری از قبل، ظاهراً برای نوشتههایش، مستمری دریافت میکرد؛ اما دعا مستمری جاسوسی را نباید با آن اشتباه گرفت. مطمئناً حتی مداحان اولیری نیز اذعان دارند که در دوره کنوانسیون ۱۷۸۳، طلسم نویس شهر قهدریجان پیشنهادهای ظریفی برای او مطرح شده بود، که گمان میکنند او آنها را رد کرده است؛ اما کلمات بزرگوارانهای که قرار است اولیری هنگام مذاکره با اغواگرش به کار برده باشد، هیچ گونه سندیتی ندارند و برخی گمان میکنند که رنگی به این
پیشنهادها داده شده که برای خوانندگان عمومی، از حقیقت محض، هر چه که بوده، قابل درکتر است. تکرار میکنم، مستمری که اولیری از قبل از آن برخوردار بود، به نظر من صرفاً برای نوشتههایش بود؛ بهترین دعانویس شهر اگرچه، قبل از سپتامبر دعا ۱۷۸۴، او ممکن است برای اقدامات دیپلماتیک مشخصی، دوسرهایی را پذیرفته باشد. در هر صورت، وظیفه اولیری است که از سخنان تبرئهکننده برادرش، کشیش، به طور کامل بهرهمند شود. پدر باکلی، هشتاد سال بعد، در توصیف کنوانسیون داوطلبان مینویسد: در طلسم نویس شهر داران جریان سفر پدر اولیری به دوبلین در این جادو و طلسمات مناسبت، آقایی که به داشتن روابط بسیار نزدیک و دوستانه با دولت وقت شهرت داشت، به خدمت او رسید.[560] این دیدار، برای مدتی، صرفاً یک دیدار تشریفاتی به نظر میرسید و بازدیدکننده از سبک نوشتههای پدر و تأثیر خوب آنها
بر افکار عمومی، تعریف و تمجیدهای زیادی کرد. با این حال، خیلی زود به راحتی میشد فهمید که دیپلماسی در این دیدار بیشتر از آداب معاشرت نقش داشته است، زیرا طلسم نویس آن آقا، جادو و طلسمات با زبانی مودبانه، تلویحاً اظهار داشت که اگر پدر اولیری قلم خود را در ستایش اقدامات خاصی که بلافاصله پس از آن توسط دولت انجام شده بود، به کار گیرد، خدمات او به طلسم طرز شایستهای جبران خواهد شد. اولیری [صفحه ۲۳۴]از پیشنهاد معاملهی میهنپرستیاش با رشوه، ناراضی و خشمگین بود و احساساتش طلسم نویس شهر فولاد شهر را با عباراتی نسنجیده بیان کرد. بنابراین، درخواست به التماسی ملایم تبدیل شد که حداقل از نوشتن دربارهی آن اقدامات به عنوان محکومکننده خودداری کند.
اما نوکر دولت نمیدانست با چه نوع آدمی باید سر جادو و طلسمات و کله بزند. اولیری با گرمی فریاد زد: «من هرگز ساکت نخواهم ماند، در حالی که تلاشهای من میتواند کمترین بهترین دعانویس شهر خدمتی به دین یا کشورم باشد.»[561] تا اینجا باکلی، زندگینامهنویس سال ۱۸۶۷. انگلند، زندگینامهنویس اولیری در سال ۱۸۲۲، مصاحبه را با کلماتی سادهتر به پایان میرساند: «سپس به او گفته شد که برای پذیرش او، مستمری ۱۵۰ لیره در سال پیشنهاد میشود و هیچ شرطی که با احساسات او به عنوان یک ایرلندی یا کاتولیک مغایرت داشته باشد، بهترین دعانویس شهر به آن اضافه نخواهد شد.» تغییر در دولت[562] اندکی بعد اتفاق افتاد، و وعده عملی نشد.
جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ ۱۲:۱۳
- ۵ بازديد
- ۰۰
- ۰ نظر