زمرد یا یاقوت، و حتی ابریشم (که در آن زمان مادهای کمیابتر از اکنون در اروپا بود)، به گفتهی دیوسکوریدس، انواع بیماریها را تسکین میدهند؛ اما البته هیچ چیز نمیتواند به طور کلی و در واقع جهانی به اندازهی طلا مفید باشد. کسی که میتوانست[صفحه ۱۵۷]کشف چگونگی وادار کردن انسانها به نوشیدن گرانترین فلزات، چیزی جز راز جاودانگی به آنها نمیآموزد. طلای آشامیدنی یا "طلای خورشیدی" اصیل، به ویژه هنگامی که با "طلای قمری" نقره و "طلای جیوهای" مخلوط شود، همانطور که بولنست به طلسم نویس شهر سوسنگرد ما اطمینان میدهد، "یک راز بزرگ" را تشکیل میدهد که برای استفاده در طلسم بیشتر بیماریها، به ویژه در بیماریهای مزمن ، مناسب است ." در واقع، طلای آشامیدنی به خودی خود به عنوان اکسیر حیات شناخته میشد - نتیجهای که وقتی در
نظر میگیریم که تنها ارزش واقعی این فلز، راحتی آن به عنوان یک واسطه گردش خون و برای ساخت زیورآلات است، چندان قابل توجه نیست و اهمیت مصنوعی که به آن داده شده است، باید چنان ذهن طلسم نویس انسانها را تحت تأثیر قرار داده باشد که باعث شود آن را به طلسم نویس عنوان نوعی پادزهر الهی برای بیماری و مرگ ایدهآل جلوه دهند. در دورانی کهنتر و با قلبی پاکتر، بهشت را بهترین دعانویس شهر باغی میدانستند و آن را میوهی درخت زندگی میدانستند که باعث میشد انسانها تا ابد زنده بمانند. طلسم نویس شهر امیدیه اما وقتی، همانطور که گیبون به طنز میگوید، در فروپاشی جهان روم، انسانها تنها به دنبال جایی در شهر آسمانی طلا و مروارید بودند، راز جاودانگی (که البته بیمناسبت هم نبود) در ته یک بوتهی گلگون صلیبی جستجو میشد.
باید اعتراف کرد که در کل این سیستم پزشکی پرهزینه، ابتذال عمیقی وجود داشت که اگر فکر کنیم در زمان خودمان کاملاً دعا از آن عبور کرده و آن را کنار گذاشتهایم، برای بهترین دعانویس شهر خودمان خوشایند خواهد بود. اما در حقیقت، اگرچه ما عادت نداریم مرواریدها را حل کنیم یا زمردها را پودر کنیم یا "اویل" خورشیدی یا حتی قمری بنوشیم، میتوان منصفانه پرسید که آیا ما در هر حمله بیماری، مشتی از شربتها را ذوب نمیکنیم، آن هم به همان دلیلی که اگر آنها را به یک کیمیاگر پیر میدادیم تا در کورهاش بریزد و طلسم نویس برای ما اکسیر حیات بسازد، این ردیفهای طولانی اقلام در صورتحساب داروساز ما برای شربتها، پمادهای موضعی، تاولها، غرغرهها و چه طلسم نویس شهر رامهرمز چیزهایی که نیست، چه معنایی دارند، وقتی خدمتکار خانه اتاق
ما را برای دوره نقاهت خالی میکند، با انبوهی از شیشهها و جعبههای قرص که یک چهارم آنها خالی شده و روی میز ما قرار دارند؟ آن چکهای قابل توجهی که در دفترچه چک ما ثبت شدهاند، نه تنها برای حضور پزشک متخصص همیشگیمان دعا (که ممکن است منطقی باشد)، بلکه برای ویزیتهای پزشک مشاور برجستهای که شاید از فاصله پنجاه یا پانصد مایلی بهترین دعانویس شهر پایین آمده تا پنج دقیقه در حالی که ما از تب بیکلام افتادهایم، به ما سر بزند، جادو و طلسمات چیست؟ آیا کسی تا به حال نصف طلسم یا حتی یک سوم داروهای گرانقیمتی را که هر روز برای هر بیماری از داروخانه سفارش داده میشود، مصرف کرده است؟ یا آیا کسی با توجه به ...، پزشکی طلسم نویس شهر بهبهان پیدا کرده است؟[صفحه ۱۵۹]در شرایط سخت بیمار، به دوستان نگرانش
میگوید که باقیمانده آخرین بطری داروی فیزیکیاش به بهترین دعانویس شهر خوبی یک طلسم نویس بطری جدید جواب میدهد، یا اینکه میتوانند به راحتی آن را با اضافه کردن چند قطره از یک ماده تازه، به جای سفارش دادن شش اونس دیگر از داروخانه که فردا به نوبت و نصف مصرف شده کنار گذاشته جادو و طلسمات شود، تغییر دهند؟ یا (چیزی که هنوز هم به هدف نزدیکتر است) آیا کسی تا به حال موردی را شنیده است که در آن پزشکی که برای مشاوره احضار شده است (احتمالاً با هزینه هنگفت) نظر صادقانه خود را مبنی طلسم نویس شهر جاجرم بر اینکه پزشک معالج همیشگی بیمار مورد او را اشتباه تشخیص داده است و درمان باید کاملاً معکوس شود، بیان کرده باشد؟ همین ایده در اساس اقدامات بهترین دعانویس شهر ما و اجدادمان بوده است که ما آنها را مسخره
میکنیم؛ یعنی اینکه اگر به اندازه کافی پول خرج کنیم، باید درمانی در پی آن بیاید. اما، همانطور که قبلاً اشاره کردم، این تصور که گرانی به خودی خود آزمونی برای ارزش دارویی است، لزوماً نتایج بسیار کمتری نسبت به این ایده مشابه داشته است که با درد و انزجاری که در بیمار ایجاد میشود، میتوان ارزش داروی مورد استفاده برای بیماری او را تخمین زد.
نظر میگیریم که تنها ارزش واقعی این فلز، راحتی آن به عنوان یک واسطه گردش خون و برای ساخت زیورآلات است، چندان قابل توجه نیست و اهمیت مصنوعی که به آن داده شده است، باید چنان ذهن طلسم نویس انسانها را تحت تأثیر قرار داده باشد که باعث شود آن را به طلسم نویس عنوان نوعی پادزهر الهی برای بیماری و مرگ ایدهآل جلوه دهند. در دورانی کهنتر و با قلبی پاکتر، بهشت را بهترین دعانویس شهر باغی میدانستند و آن را میوهی درخت زندگی میدانستند که باعث میشد انسانها تا ابد زنده بمانند. طلسم نویس شهر امیدیه اما وقتی، همانطور که گیبون به طنز میگوید، در فروپاشی جهان روم، انسانها تنها به دنبال جایی در شهر آسمانی طلا و مروارید بودند، راز جاودانگی (که البته بیمناسبت هم نبود) در ته یک بوتهی گلگون صلیبی جستجو میشد.
باید اعتراف کرد که در کل این سیستم پزشکی پرهزینه، ابتذال عمیقی وجود داشت که اگر فکر کنیم در زمان خودمان کاملاً دعا از آن عبور کرده و آن را کنار گذاشتهایم، برای بهترین دعانویس شهر خودمان خوشایند خواهد بود. اما در حقیقت، اگرچه ما عادت نداریم مرواریدها را حل کنیم یا زمردها را پودر کنیم یا "اویل" خورشیدی یا حتی قمری بنوشیم، میتوان منصفانه پرسید که آیا ما در هر حمله بیماری، مشتی از شربتها را ذوب نمیکنیم، آن هم به همان دلیلی که اگر آنها را به یک کیمیاگر پیر میدادیم تا در کورهاش بریزد و طلسم نویس برای ما اکسیر حیات بسازد، این ردیفهای طولانی اقلام در صورتحساب داروساز ما برای شربتها، پمادهای موضعی، تاولها، غرغرهها و چه طلسم نویس شهر رامهرمز چیزهایی که نیست، چه معنایی دارند، وقتی خدمتکار خانه اتاق
ما را برای دوره نقاهت خالی میکند، با انبوهی از شیشهها و جعبههای قرص که یک چهارم آنها خالی شده و روی میز ما قرار دارند؟ آن چکهای قابل توجهی که در دفترچه چک ما ثبت شدهاند، نه تنها برای حضور پزشک متخصص همیشگیمان دعا (که ممکن است منطقی باشد)، بلکه برای ویزیتهای پزشک مشاور برجستهای که شاید از فاصله پنجاه یا پانصد مایلی بهترین دعانویس شهر پایین آمده تا پنج دقیقه در حالی که ما از تب بیکلام افتادهایم، به ما سر بزند، جادو و طلسمات چیست؟ آیا کسی تا به حال نصف طلسم یا حتی یک سوم داروهای گرانقیمتی را که هر روز برای هر بیماری از داروخانه سفارش داده میشود، مصرف کرده است؟ یا آیا کسی با توجه به ...، پزشکی طلسم نویس شهر بهبهان پیدا کرده است؟[صفحه ۱۵۹]در شرایط سخت بیمار، به دوستان نگرانش
میگوید که باقیمانده آخرین بطری داروی فیزیکیاش به بهترین دعانویس شهر خوبی یک طلسم نویس بطری جدید جواب میدهد، یا اینکه میتوانند به راحتی آن را با اضافه کردن چند قطره از یک ماده تازه، به جای سفارش دادن شش اونس دیگر از داروخانه که فردا به نوبت و نصف مصرف شده کنار گذاشته جادو و طلسمات شود، تغییر دهند؟ یا (چیزی که هنوز هم به هدف نزدیکتر است) آیا کسی تا به حال موردی را شنیده است که در آن پزشکی که برای مشاوره احضار شده است (احتمالاً با هزینه هنگفت) نظر صادقانه خود را مبنی طلسم نویس شهر جاجرم بر اینکه پزشک معالج همیشگی بیمار مورد او را اشتباه تشخیص داده است و درمان باید کاملاً معکوس شود، بیان کرده باشد؟ همین ایده در اساس اقدامات بهترین دعانویس شهر ما و اجدادمان بوده است که ما آنها را مسخره
میکنیم؛ یعنی اینکه اگر به اندازه کافی پول خرج کنیم، باید درمانی در پی آن بیاید. اما، همانطور که قبلاً اشاره کردم، این تصور که گرانی به خودی خود آزمونی برای ارزش دارویی است، لزوماً نتایج بسیار کمتری نسبت به این ایده مشابه داشته است که با درد و انزجاری که در بیمار ایجاد میشود، میتوان ارزش داروی مورد استفاده برای بیماری او را تخمین زد.
سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ ۱۹:۰۲
- ۴ بازديد
- ۰۰
- ۰ نظر