است. نه پاپ و نه کل کلیسا نمیتوانستند آن را لغو کنند و نه به او اجازه ازدواج با دیگری را بدهند.» «اما غیرقانونی بود! چرا که کل مذهب کاتولیک در همان زمان نیز چنین بود. برگزاری مراسم عشای طلسم نویس شهر یزد ربانی، نه چندان دور، غیرقانونی بود، اما بنابراین قربانی به طور نامعتبر تقدیم نمیشد. گفتن اینکه خانم فیتزهربرت مراسم طلسم نویس ازدواج را بیمعنی میدانست، زیرا غیرقانونی بود، جادو و طلسمات در زمانی که قانون مجازات علیه کاتولیکها - و به ویژه آن بخش از آن که مربوط به ازدواج بود - کاملاً در حال اجرا بود، تقریباً به همان اندازه منطقی است که ثابت کنیم او به استحاله اعتقاد نداشت، زیرا قانون آن را مذموم و بتپرستانه اعلام کرده بود.» برای دو یا سه سال بعد، ما چیز زیادی در مورد شاهزاده نمیشنویم،
روزنامهها کارهای او را ثبت نمیکنند. ما (۱۵ مه ۱۷۹۷) مطلع میشویم که «عصر پنجشنبه گذشته، شاهزاده ولز، به همراه یک مرد محترممرد، به بهترین دعانویس شهر عمارت خود در برایتون رسید. والاحضرت، روز بعد، در طلسم نویس شهر همدان داونز، نزدیک محل فوق، از شبهنظامیان مونموث و برکون بازدید کرد. امروز، شنیدهایم که شاهزاده، به توصیه دکتر وارن، برای چند روز به آنجا آمده و به خاطر هوای دریا آنجا را ترک میکند. والاحضرت از آخرین باری که در برایتون بودند، بخش زیادی از فربهی خود را از دست دادهاند. او دوباره در ۲۴ ژوئیه برای حضور در مسابقات رفت و ثبت شده است که در ۲۳ اکتبر، «شاهزاده ولز به دعوت ارل اگرمونت، خود را با تیراندازی یک روزه در پتوورث سرگرم کرد.
روز بعد، والاحضرت در حالی که با اسبهای پست عازم لندن بودند، به سختی از واژگون شدن جان سالم به در بردند، حدود یک و نیم مایل در آن سوی کاکفیلد، جایی که اسبها به طریقی کالسکه را از جاده بهترین دعانویس شهر اصلی به کنار یک کناره رودخانه بردند و با شیبی که تهدید به واژگونی میکرد، کالسکه را به مسافت چندین یارد منحرف کردند، اما خوشبختانه، و طلسم نویس شهر اراک به دلیل ارتفاع کم کالسکه، کالسکه روی چرخهایش نگه داشته شد.» او در مسابقات ۱، ۲ و ۳ آگوست ۱۷۹۸ حضور داشت و یک طلسم روزنامه اظهار داشت دعا که «تغییر جامعه و آداب و رسومی که در پاویون رخ داده است، صمیمانهترین رضایت را برای هر عاشق کشورش به ارمغان میآورد؛ اکنون، این تغییر از هر دعا نظر شایستهی وارث امپراتوری بریتانیا
از حضور او در برایتون، هم در طلسم نویس ماه ژوئیه و هم در اکتبر، خبر داریم. در سال ۱۸۰۰، او در ماه اوت در مسابقات اسبدوانی حضور داشت و اسبش نوزلی در مسابقهای پیروز شد. در «راهنمای جدید برایتون»، چاپ چهارم، نمای خوبی از پاویون در سال ۱۸۰۰ وجود دارد، به همراه متن زیر: در مجاورت خانه مارلبورو ، عمارت دریایی قرار دارد که توسط والاحضرت شاهزاده ولز در سال ۱۷۸۴ ساخته شده است. این سازهی زیبا تا ارتفاع ۲۰۰ فوت از جلو، به سمت استاین امتداد دارد؛ مرکز آن ساختمانی دایرهای شکل با طلسم نویس شهر ساوه گنبدی رفیع است که توسط ستونها پشتیبانی میشود؛ در هر طرف، دو اتاق زیبا در طبقهی همکف وجود دارد که اتاقهای خواب بر فراز آنها قرار دارند.
که ظاهری روشن بهترین دعانویس شهر و دلباز به ساختمان میدهد؛ مسیرهای دعا شنریزی شده، چمنزارها و مزارع به سمت استاین، ظرافت زیادی به کل بنا میبخشند. «نمای جلویی، به سمت خیابان، مربعی را تشکیل میدهد که در وسط آن، ردیفی زیبا قرار دارد که ستونهایی آن را نگه داشتهاند؛ در جناحین، آپارتمانهای جاداری برای سوئیت اعلیحضرت وجود طلسم نویس شهر کرمان دارد؛ در حیاط، پیکره یک سیاهپوست قرار دارد که صفحهای را نگه داشته و با سبکی عالی از مجسمهسازی زیبا ساخته شده است.» شاهزاده در سال ۱۸۰۱ در برایتون بود. به گزیده زیر از یک روزنامه مراجعه کنید : « شادی برای صلح.
مژده شادی صلح در اینجا جشن گرفته شد؛ ناقوسها از ساعت شش صبح تا دوازده شب به صدا درآمدند؛ هیچوقت رضایت مردم تا این حد کامل به نمایش گذاشته نشده بود. پیر و جوان روبانهایی به نشانه این مناسبت به گردن داشتند - صلح و فراوانی! نردههای دریایی آتش شادی به طلسم پا کردند ، از آنجا به دعا سمت خانه شاهزاده رژه رفتند و سه هوزا (صدای سوت) بلند به او دادند: با سخاوتی که همیشه مهمان طلسم جادو و طلسمات سلطنتی ما را نشان داده است.
روزنامهها کارهای او را ثبت نمیکنند. ما (۱۵ مه ۱۷۹۷) مطلع میشویم که «عصر پنجشنبه گذشته، شاهزاده ولز، به همراه یک مرد محترممرد، به بهترین دعانویس شهر عمارت خود در برایتون رسید. والاحضرت، روز بعد، در طلسم نویس شهر همدان داونز، نزدیک محل فوق، از شبهنظامیان مونموث و برکون بازدید کرد. امروز، شنیدهایم که شاهزاده، به توصیه دکتر وارن، برای چند روز به آنجا آمده و به خاطر هوای دریا آنجا را ترک میکند. والاحضرت از آخرین باری که در برایتون بودند، بخش زیادی از فربهی خود را از دست دادهاند. او دوباره در ۲۴ ژوئیه برای حضور در مسابقات رفت و ثبت شده است که در ۲۳ اکتبر، «شاهزاده ولز به دعوت ارل اگرمونت، خود را با تیراندازی یک روزه در پتوورث سرگرم کرد.
روز بعد، والاحضرت در حالی که با اسبهای پست عازم لندن بودند، به سختی از واژگون شدن جان سالم به در بردند، حدود یک و نیم مایل در آن سوی کاکفیلد، جایی که اسبها به طریقی کالسکه را از جاده بهترین دعانویس شهر اصلی به کنار یک کناره رودخانه بردند و با شیبی که تهدید به واژگونی میکرد، کالسکه را به مسافت چندین یارد منحرف کردند، اما خوشبختانه، و طلسم نویس شهر اراک به دلیل ارتفاع کم کالسکه، کالسکه روی چرخهایش نگه داشته شد.» او در مسابقات ۱، ۲ و ۳ آگوست ۱۷۹۸ حضور داشت و یک طلسم روزنامه اظهار داشت دعا که «تغییر جامعه و آداب و رسومی که در پاویون رخ داده است، صمیمانهترین رضایت را برای هر عاشق کشورش به ارمغان میآورد؛ اکنون، این تغییر از هر دعا نظر شایستهی وارث امپراتوری بریتانیا
از حضور او در برایتون، هم در طلسم نویس ماه ژوئیه و هم در اکتبر، خبر داریم. در سال ۱۸۰۰، او در ماه اوت در مسابقات اسبدوانی حضور داشت و اسبش نوزلی در مسابقهای پیروز شد. در «راهنمای جدید برایتون»، چاپ چهارم، نمای خوبی از پاویون در سال ۱۸۰۰ وجود دارد، به همراه متن زیر: در مجاورت خانه مارلبورو ، عمارت دریایی قرار دارد که توسط والاحضرت شاهزاده ولز در سال ۱۷۸۴ ساخته شده است. این سازهی زیبا تا ارتفاع ۲۰۰ فوت از جلو، به سمت استاین امتداد دارد؛ مرکز آن ساختمانی دایرهای شکل با طلسم نویس شهر ساوه گنبدی رفیع است که توسط ستونها پشتیبانی میشود؛ در هر طرف، دو اتاق زیبا در طبقهی همکف وجود دارد که اتاقهای خواب بر فراز آنها قرار دارند.
که ظاهری روشن بهترین دعانویس شهر و دلباز به ساختمان میدهد؛ مسیرهای دعا شنریزی شده، چمنزارها و مزارع به سمت استاین، ظرافت زیادی به کل بنا میبخشند. «نمای جلویی، به سمت خیابان، مربعی را تشکیل میدهد که در وسط آن، ردیفی زیبا قرار دارد که ستونهایی آن را نگه داشتهاند؛ در جناحین، آپارتمانهای جاداری برای سوئیت اعلیحضرت وجود طلسم نویس شهر کرمان دارد؛ در حیاط، پیکره یک سیاهپوست قرار دارد که صفحهای را نگه داشته و با سبکی عالی از مجسمهسازی زیبا ساخته شده است.» شاهزاده در سال ۱۸۰۱ در برایتون بود. به گزیده زیر از یک روزنامه مراجعه کنید : « شادی برای صلح.
مژده شادی صلح در اینجا جشن گرفته شد؛ ناقوسها از ساعت شش صبح تا دوازده شب به صدا درآمدند؛ هیچوقت رضایت مردم تا این حد کامل به نمایش گذاشته نشده بود. پیر و جوان روبانهایی به نشانه این مناسبت به گردن داشتند - صلح و فراوانی! نردههای دریایی آتش شادی به طلسم پا کردند ، از آنجا به دعا سمت خانه شاهزاده رژه رفتند و سه هوزا (صدای سوت) بلند به او دادند: با سخاوتی که همیشه مهمان طلسم جادو و طلسمات سلطنتی ما را نشان داده است.
یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ ۱۵:۰۵
- ۶ بازديد
- ۰۰
- ۰ نظر