همه‌چیز درباره دعانویس دیواندره با مثال‌های واقعی

۸ بازديد
فورتسکیو انداخته شد. از آنجایی که به نظر نمی‌رسید کشتی آدلاید از ما جلوتر رفته باشد، تصمیم گرفتم در همانجا بمانم و اندازه‌گیری زمان‌سنجی از پورت گالانت تا پورت فمین انجام دهم؛ و صبح روز بعد ستوان گریوز پیاده شد و مجموعه‌ای از نشانه‌ها را برای زمان به دست آورد. در اوایل روز، دو قایق، شامل هشت یا ده فوئگیایی، وارد خلیج شدند. آنها از سمت غرب آمده بودند؛ اما ما در میان آنها هیچ یک از کسانی را که هنگام عبور از رودخانه بچلر به کشتی آمده بودند، نشناختیم. چندین نفر پیراهن‌های قرمز ابریشمی و برخی «کلاه‌های اتحادیه» داشتند،

مانند آنچه به مردان جنگی ما داده مقدس می‌شود؛ که آنها باید از کشتی بیگل یا آدلاید یا از کشتی چانتیکلیر در سید و حاجی دماغه هورن تهیه کرده باشند.( x ) بعد از اینکه تمام روز حرز دور و بر دین مشرکان فرشتگان ما پرسه زدند، فرشتگان هنگام غروب آفتاب به خشکی رسیدند و در کلبه‌های قدیمی در بندر داخلی مستقر شدند. قایق‌های این بومیان از نظر ساختار با قایق‌هایی که ما به سمت شرق دیده طلسم بودیم بسیار متفاوت بودند. به جای پارو زدن، آنها را با پارو می‌کشیدند؛ ذکر یکی از آنها دعاگر پارویی جفت روحی از جنس خاکستر دعانویس

بود که احتمالاً از نوعی کشتی مخصوص صید ماهی به دست دعا می‌آمد. قایق‌ها بزرگ بودند؛ در پایین نسخ خطی طلسم نویس لنده آنها ابجد تخته‌ای به عرض بیست اینچ قرار داشت که کناره‌های آن به روش پیراگواس دوخته شده بود و به همان تعویذ روش با پوست درخت پوشانده شده بودند. ما هیچ چیز عجیبی در میان این مردم ندیدیم که در دیگر بومیان تیرا دل فوئگو ندیده باشیم، جز اینکه جفر آنها مرتباً از کلمه «پِشِری» استفاده می‌کردند، شیاطین کلمه‌ای که به ویژه مورد توجه بوگنویل قرار گرفت و فکر می‌کرد که به معنای نام جادو سیاه قبیله است؛ و در نتیجه،

فوئگی‌ها اغلب پچِری نامیده شده‌اند. وقتی یکی از مأموران دسته‌ای از موی سر زنی را کوتاه کرد، طلسم نویس سقز مردان خشمگین شدند و یکی از آنها آن کافر را برداشت، نیمی از آن را در آتش انداخت و قسمت دیگر را بین کف دستانش پیچید و بلعید. بلافاصله{314}سپس، در حالی که دستانش را روی آتش قرار می‌داد، گویی می‌خواست آنها را گرم کند، و به بالا نگاه می‌کرد، چند کلمه، ظاهراً به نشانه‌ی دعا، بر زبان آورد: سپس، در حالی که به ما نگاه می‌کرد، همزاد به بالا اشاره شیاطین کرد و با لحن و حرکتی حاکی شیطان از توضیح، فریاد

زد: «پچرای، پچرای». پس از قدیس آن، مقداری از موی چند نفر از افسران حاضر را کوتاه کردند و مراسم مشابهی طلسم نویس را تکرار کردند. از این واقعیت، می‌توان تصور کرد که این کلمه با ایده‌های آنها در مورد پرستش الهی مرتبط است؛ اما ما آنقدر آن را برای چیزهای متضاد شنیده بودیم که نمی‌توانستم آن را آنقدر مهم بدانم که برخی از مذهب افسران تمایل داشتند آن را تصور کنند. روز بعد، گروهی از کوه د لا کروز بالا رفتند تا جادو یک بشقاب قلعی که نام توسل کشتی و افسران روی آن حک شده بود را به آنجا

بسپارند. در قله، توده سنگ‌هایی را که کاپیتان فیتز روی ساخته بود، پیدا کردند و آن را دست‌نخورده رها کردند؛ رمل اما توده دیگری ساختند که در آن یک بطری قرار داده شده بود و حاوی سکه کوچک اسپانیایی و کپی‌هایی از عبادت کردن یادبودهایی بود که قبلاً از آن برداشته بودیم، روی پوست، همچنین چندین سکه انگلیسی و چند مدال. بطری درب‌دار بود، با رزین پوشانده شده بود و با ورقه‌ای از سرب پوشانده شده بود. گروه ما عصر برگشت، پس از هفت ساعت بالا نماز خواندن و پایین رفتن. روز بعد، با استفاده از کافران یک تئودولیت، اندازه‌گیری زاویه‌ای از

مقدس کوه د لا کروز انجام دادم و پس از اندازه‌گیری پایه ۲۶۰۸ فوتی، ارتفاع آن دعانویس ۲۳۶۴ فوت، یعنی ۷۴ فوت بیشتر از اندازه‌گیری بارومتریک کاپیتان فیتز روی، به شماره ملا دست آمد. در طول روز چندین طلسم نویس بندر ترکمن خانواده فوئگیایی از راه رسیدند و تا عصر، ده قایق که روی هم رفته حدود شصت بومی را روح در خود جای داده بودند، جمع طلسمات شدند. من برای بازدید از آنها به خشکی رسیدم، زیرا قبلاً هرگز این همه طلسم نویس دیواندره جمعیت را در یک جا ندیده دعا نویسی بودم. دعانویس ما وارد تمام کلبه‌ها شدیم، به جز یکی که گفته می‌شد زنی

در حال زایمان در آن ساکن است. در ورودی، شوهرش ایستاده بود که تمام بدنش با خاک سرخ اخرایی رنگ کلیسا شده بود و سر و سینه‌اش با پر سفید پرندگان تزئین شده بود. سایر فوئگیایی‌ها او را «پِشِرِی» صدا می‌زدند و به نظر
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.