چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ | ۱۴:۴۵ ۸ بازديد
و هرگونه نقص باد که میتوانستیم تشخیص دهیم، به سمت جنوب ایستادیم تا زاویهها کیمیاگری دعاگر و جهتها را بررسی کنیم و ساحل بیشتری را بین دماغه گود ساکسس و خلیج ببینیم. بعد از ظهر باد ملایمی از شمال غربی میوزید؛ و پس از انجام کارهای لازم، به سمت جنوب برگشتیم و پس از تاریکی هوا، نزدیک وسط خلیج لنگر انداختیم.» «۳۱ مه. امروز صبح، هنگام طلوع آفتاب، وزنکشی کردیم و با نسیم ملایم شمالی به راه افتادیم. با بالا آمدن شیشهها، به بهبود هوا امیدوار بودم؛ اما شیاطین در جادو واقع، زمان ما آنقدر کوتاه میشد که نمیتوانستیم روزها
را انتخاب کنیم. رمال با جزر و مد به سمت شمال حرکت کردیم نسخ خطی و زمان مورد نیاز را در نظر گرفتیم.»{۴۵۳}زاویهها دعا و جهتها، و مقدس هنگام ظهر نزدیک به دماغه سن دیگو بودیم، جایی که جزر و مد سیلآسا به شدت در خلاف جهت باد شمال قرار داشت و علاوه بر موج شدید از کافر سمت شمال، چنان دریای مرتفع نامنظمی علوم غریبه ایجاد کرد که نزدیک بود باعث از دست رفتن قایق جدید ما شود و به طلسم نویس ماسال بسیاری از کشتیها آسیب برساند. هوا بدتر شد؛ و همچنان که موج از سمت شمال ادامه مییافت، مجبور شدم در
موکل جن دریا بایستم و یک بادبان حمل شیاطین شماره ملا کنم تا از خشکی دور بمانم، که در آن زمان بیش از حد در مه و ابرها پوشیده شده بود و اجازه بازگشت طلسمات طلسم ما را نمیداد. «اول ژوئن. هوا بد بود، علوم غریبه تقریباً تمام روز ذکر باران میبارید. حدود دوازده مایل دعانویس به سمت شمال دماغه سن ویسنته، طبق تخمین، ما جفت روحی مدام در حرکت بودیم تا اینکه در اواخر روز نسیمی دعا از جنوب وزید که بادبانها برای بستن خشکی اطراف دماغه سن ویسنته به سمت آن کشیده شدند.» «ظهر، روز دوم، کاملاً به طلسم نویس ساحل رسیده بودیم
و در امتداد خشکی ایستاده بودیم و به دنبال بندری میگشتیم. با دیدن مکانی امیدوارکننده، در آب بیست و دو فاتومی آن لنگر انداختیم؛ و طلسم چون شب صاف بود، اجنه غیر مسلمان در جفر آب آرام، با وزش باد از خشکی و جزر و مد منظمی که از کنار کشتی میگذشت، آرام ماندیم. «صبح روز بعد، هنگام طلوع آفتاب، برای دیدن دهانهی کشتی رفتم که از بالای دکل، مانند بندری پیشینه تاریخی وسیع به نظر میرسید؛ اما متوجه شدم که ورودی آن آنقدر کمعمق است که در ورودی آن، درست در میان دکلها، بیش از یک وجب آب وجود نداشت. با این
وجود، این خلیج کوچک باید همان جایی باشد که اسپانیاییها آن را با نام بندر سن پولیکارپو گرامی داشتهاند.» «ما وزن کشتی را کم کردیم و در امتداد ساحل حرکت کردیم، اما باد ضعیف بود و جزر و مد خلاف جهت ما بود، خیلی دیر شده بود طلسم نویس علی آباد کتول که توانستیم به خلیج سن ویسنته برسیم، جایی که در خطی شیطانی بین آن دماغه و دماغه سن دیگو، اما نزدیکترین به اولی، لنگر انداختیم. در خلیج کوچکی در ابتدای این خلیج، آقای بنکس وقتی کوک اینجا بود، پیاده شد. در طول طلسم نویس دورود شب، موج بسیار شدیدی که در خلاف جهت جزر
و مد قوی بود، ما را به این سو و طلسم نویس خمام آن سو پرتاب کرد. باد ملایم دعانویس بود و برای ثابت نگه داشتن کشتی کافی دعا نبود. «امروز صبح (۴ ژوئن) که متوجه شدم موج دریا خیلی بلند است و نمیتوان متون کهن قایقی را با خیال راحت پایین آورد، فرشتگان از قصدم برای بررسی خلیج کوچک صرف نظر کردم و با عجله به خلیج برگشتم.»{۴۵۴}از Good Success، کلیسا برای تکمیل چوب و آب و گرفتن نرخ برای زمانسنجها، قبل از ترک ساحل. باد و جزر و مد به نفع ما بود و ظهر در خلیج Good Success لنگر انداختیم.
کمی بعد، بیگل را با آذوقه یک هفتهای در قایقم کافران رها کردم و قصد داشتم در نزدیکی دماغه سن دیگو پیاده شوم و از آنجا با ابزارها به دماغه شیطان بروم؛ اما در تنگه یک برآمدگی متقاطع و یک ساحل فرشتگان صخرهای بدون شماره ملا جایی برای پهلو گرفتن قایق پیدا کردم: اگرچه با عبادت کردن تلاش برای فرود در تنها گوشهای که به نظر میرسید شانسی وجود دارد، خطر تکهتکه کردن آن را به جان خریدم. پس نماز خواندن از این فرار، بیشتر تلاش کردم، اما موفق نشدم. در رمل آن زمان هوا تاریک شده بود و اگر بلافاصله، هنگام دین
جزر، مذهب برنمیگشتم، سیل شروع میشد و مرا مجبور میکرد در یک شب یخبندان، در مسیر جزر و مد شدید، کنار یک قلاب ماهیگیری دراز بکشم، در حالی که خدمه قایق خیس شده بودند. بنابراین، برگشتم و به سمت خلیج موفقیت حرکت کردم، به
را انتخاب کنیم. رمال با جزر و مد به سمت شمال حرکت کردیم نسخ خطی و زمان مورد نیاز را در نظر گرفتیم.»{۴۵۳}زاویهها دعا و جهتها، و مقدس هنگام ظهر نزدیک به دماغه سن دیگو بودیم، جایی که جزر و مد سیلآسا به شدت در خلاف جهت باد شمال قرار داشت و علاوه بر موج شدید از کافر سمت شمال، چنان دریای مرتفع نامنظمی علوم غریبه ایجاد کرد که نزدیک بود باعث از دست رفتن قایق جدید ما شود و به طلسم نویس ماسال بسیاری از کشتیها آسیب برساند. هوا بدتر شد؛ و همچنان که موج از سمت شمال ادامه مییافت، مجبور شدم در
موکل جن دریا بایستم و یک بادبان حمل شیاطین شماره ملا کنم تا از خشکی دور بمانم، که در آن زمان بیش از حد در مه و ابرها پوشیده شده بود و اجازه بازگشت طلسمات طلسم ما را نمیداد. «اول ژوئن. هوا بد بود، علوم غریبه تقریباً تمام روز ذکر باران میبارید. حدود دوازده مایل دعانویس به سمت شمال دماغه سن ویسنته، طبق تخمین، ما جفت روحی مدام در حرکت بودیم تا اینکه در اواخر روز نسیمی دعا از جنوب وزید که بادبانها برای بستن خشکی اطراف دماغه سن ویسنته به سمت آن کشیده شدند.» «ظهر، روز دوم، کاملاً به طلسم نویس ساحل رسیده بودیم
و در امتداد خشکی ایستاده بودیم و به دنبال بندری میگشتیم. با دیدن مکانی امیدوارکننده، در آب بیست و دو فاتومی آن لنگر انداختیم؛ و طلسم چون شب صاف بود، اجنه غیر مسلمان در جفر آب آرام، با وزش باد از خشکی و جزر و مد منظمی که از کنار کشتی میگذشت، آرام ماندیم. «صبح روز بعد، هنگام طلوع آفتاب، برای دیدن دهانهی کشتی رفتم که از بالای دکل، مانند بندری پیشینه تاریخی وسیع به نظر میرسید؛ اما متوجه شدم که ورودی آن آنقدر کمعمق است که در ورودی آن، درست در میان دکلها، بیش از یک وجب آب وجود نداشت. با این
وجود، این خلیج کوچک باید همان جایی باشد که اسپانیاییها آن را با نام بندر سن پولیکارپو گرامی داشتهاند.» «ما وزن کشتی را کم کردیم و در امتداد ساحل حرکت کردیم، اما باد ضعیف بود و جزر و مد خلاف جهت ما بود، خیلی دیر شده بود طلسم نویس علی آباد کتول که توانستیم به خلیج سن ویسنته برسیم، جایی که در خطی شیطانی بین آن دماغه و دماغه سن دیگو، اما نزدیکترین به اولی، لنگر انداختیم. در خلیج کوچکی در ابتدای این خلیج، آقای بنکس وقتی کوک اینجا بود، پیاده شد. در طول طلسم نویس دورود شب، موج بسیار شدیدی که در خلاف جهت جزر
و مد قوی بود، ما را به این سو و طلسم نویس خمام آن سو پرتاب کرد. باد ملایم دعانویس بود و برای ثابت نگه داشتن کشتی کافی دعا نبود. «امروز صبح (۴ ژوئن) که متوجه شدم موج دریا خیلی بلند است و نمیتوان متون کهن قایقی را با خیال راحت پایین آورد، فرشتگان از قصدم برای بررسی خلیج کوچک صرف نظر کردم و با عجله به خلیج برگشتم.»{۴۵۴}از Good Success، کلیسا برای تکمیل چوب و آب و گرفتن نرخ برای زمانسنجها، قبل از ترک ساحل. باد و جزر و مد به نفع ما بود و ظهر در خلیج Good Success لنگر انداختیم.
کمی بعد، بیگل را با آذوقه یک هفتهای در قایقم کافران رها کردم و قصد داشتم در نزدیکی دماغه سن دیگو پیاده شوم و از آنجا با ابزارها به دماغه شیطان بروم؛ اما در تنگه یک برآمدگی متقاطع و یک ساحل فرشتگان صخرهای بدون شماره ملا جایی برای پهلو گرفتن قایق پیدا کردم: اگرچه با عبادت کردن تلاش برای فرود در تنها گوشهای که به نظر میرسید شانسی وجود دارد، خطر تکهتکه کردن آن را به جان خریدم. پس نماز خواندن از این فرار، بیشتر تلاش کردم، اما موفق نشدم. در رمل آن زمان هوا تاریک شده بود و اگر بلافاصله، هنگام دین
جزر، مذهب برنمیگشتم، سیل شروع میشد و مرا مجبور میکرد در یک شب یخبندان، در مسیر جزر و مد شدید، کنار یک قلاب ماهیگیری دراز بکشم، در حالی که خدمه قایق خیس شده بودند. بنابراین، برگشتم و به سمت خلیج موفقیت حرکت کردم، به
- ۰ ۰
- ۰ نظر
نکات مهم درباره دعانویس اردستان با جزئیات کامل